زیبا تر از عشق


ساعت 5:41 صبح یکشنبه 29/2/1387

سلام


از اینکه مدت ها چیزی روی وبلاگ قرار نداده ام از دوستان عزیزم معذرت می خوام.


ولی سرم خیلی شلوغه . به قول اون بنده خدا : بر می گردم حتما....


موفق و پیروز باشید.


یا علی


خدا نگهدار


¤ نویسنده: مصطفی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 5:55 صبح جمعه 25/8/1386

به نام خدا


سلام


امیدوارم حال دوستان عزیزم خوب باشد.


اول از همه بهتره در این زمان سحر و به خصوص سحر روز جمعه ای یک نماز قبولی به شما دوستان بگم .


نوشته امروز رو می خوام در مورد خطر کردن در انجام ورسیدن به اهداف بزرگ ، اختصاص بدهم.


از نظر من برای رسیدن به اهداف وبزرگی ، یک انسان باید سختی و مشقت فراوانی را به نسبت هدف خودش ، تحمل کنه. یعنی هر چه هدف بزرگ تر رنج وزحمت و فرازو نشیب نیز بیشتر است و در این راه امیدو جددیت و تلاش بیشتر برای دست یافتن به هدف البته با تفکر ، حرف اول رو می زنه. تا به حال به زندگی آدم های موفق نگاهی کرده اید. اگر به خوبی دقت کنید در جاهایی زندگی شان فراز ها و نشیب هایی وجود داشته است ولی با پافشاری کردن بیشتر به هدف خودشون رسیده اند و اگر بهتر دقت کنید تماما اهل ریسک کردن می باشند. نمونه بارز وشاخص و می توان گفت برتر تمامی این بزرگان پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت (ع) می باشند. ما که خود را مسلمان می دانیم و چنین رهبران شایسته ای داریم چرا همانند آنان عمل نکنیم . اگر دقت بیشتری به خرج دهیم از زندگی این بزرگواران تا زندگی دکتر حسابی ها و انیشتین ها و ابن سینا ها و... تماما جدیدت تلاش وخطر کردن های فراوانی است.


تمام این ها رو گفتم تا به این جمله برسم که از نظر من این جمله که می گن « آسته برو آسته بیا تا گربه شاخت نزنه » یک حرف بیخود و کاملا غلط است.


من می گم که در خطر کردن ها یا به قول خارجی ها risk ، است که انسان پرورش و بزرگ می شود.


نظر شما چیست؟


امیدوارم پیروز و موفق باشید .


یا علی


خدانگهدار.


¤ نویسنده: مصطفی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 4:21 صبح چهارشنبه 28/6/1386

به نام خدا


سلام


نمی دونم بعد از یک مدت طولانی دوری از  وبلاگ نویسی چه چیزی باید بنویسم. ولی این دفعه می خوام که آنچه را که در دل مونده و منو خیلی آزار می ده ، براتون بگم.


من با اینکه بیست و چند سال از زندگی ام می گذرد ولی تقریبا تجربه خوبی را با خودم به همراه دارم. من همیشه به دوستانم می گم که در این چند سال از عمرم ، 12 سال آن را کم کنید و جزء زندگیم به حساب نیاورید مگر یک سال. حال چرا این را گفتم ، تازه آمدیم اول خط. این دوازده سال مربوط  به دوازده سال تحصیلات ابتدایی تا پیش دانشگاهیََ است. چون در این دوازده سال نفهمیدم چه گوهری (عمر آدمی ) را دارم بی خود و بی جهت از دست می دهم البته در یک زمانی از عمرم خوب از زمان با ارزش استفاده کرده ام ول کم بود و جرقه ای بیش نبود. تا اینکه به کنکور وسال دوم (پشت کنکور) درس خواندن برای کنکور رسیدم تااینکه گم شده ای را که در کنار گوشم بود و آن را درک نمی کردم، یافتم واز وجودش و یافتنش روز به روز لذت بردم و آن چیزی نبود جز علم ودانش . ولی ای کاش دیگران این عزیز گوهری را می یافتند.


از همان موقع به بعد روز به روز از افزایش آن لذت می برم  ولی از یک جهت  و از آن روز نیز در این مسیر ناراحتی هایی  از باب اینکه دیگر دوستانم از این موهبت خداوند رحمان و رحیم  غافلند روز به روز آزارم می دهد.


ای دوستان بیایید وکمی به این موضوع فکر کنید که ببینید آیا حیف نیست این عمر گرانقدر را بیهوده به حدر می دهید. اگر کمی و آرام آرام در را خداوند رحمان ، مطالعه داشته باشید ، لذت با سواد بودن را خداوند نیز به شما می چشاند. آیا تا به حال به لحظاتی از عمر که هدر رفته اندیشیده اید .


این همان اندیشه من است امیدوارم که بیندیشد.


ممنونم.


حق نگهدارتان.


یا علی.َ


¤ نویسنده: مصطفی

نوشته های دیگران ( )

3 لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
 RSS 
 Atom 

:: بازدید امروز ::
3
:: بازدید دیروز ::
2
:: کل بازدیدها ::
7300

:: درباره من ::

زیبا تر از عشق


:: لینک به وبلاگ ::

زیبا تر از عشق

:: فهرست موضوعی یادداشت ها::

الگو های زندگی[25]

:: آرشیو ::

شهریور
آبان [8]
آذر [7]
دی
فروردین 84 تا اسفند 84 [10]
آرشیو کلی [4]

:: موضوعات وبلاگ ::

علوم
علوم طبیعی
فیزیک
ریاضی
نجوم
شیمی
مهندسی
معماری
اطلاع رسانی
کامپیوتر
حیات پس از مرگ
دوران غیبت
ظهور و علائم آن
مذهب در عصر ما
فرشتگان
تاریخ ایران
فضایل اخلاقی
ادعیه و زیارات
فلسفه عبادات

:: لینک دوستان من::

لبگزه
هنرو اندیشه
دوستان همدم
موعود
امام علی (ع)
شهید آوینی
ام جی رایانه
تنهاترین
قائم

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ایمیل: